العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

121

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

مخصوص خواسته‌اى بود در دل يعقوب كه از جهت شفقت و مهربانى كه بفرزندانش داشت اظهار نمود و اين توصيه و سفارش را كرد كه مبادا مردم اينها را چشم بزنند كه البته اين استثناء استثناء منقطع است . - وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ - يعنى يعقوب داراى يقين و شناخت كامل است از اثر تعليمات ما از اين جهت فرمود - ما اغنى - من كارى از خود نميتوانم بكنم و هيچ وقت بفكر و تدبير خود مغرور نشد - و لكن اكثر الناس لا يعلمون - بيشتر مردم اسرار قضا و تقديرات الهى را نميدانند و خيال ميكنند پيشگيرها مانع مىشود . له دعوه الحق خواندن بجا براى او است كه خوانده مىشود و او هم اجابت ميفرمايد وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ ولى آنهائى كه اين مشركان آنان را ميخوانند هيچ يك از خواهش‌هاى مشركان را اجابت نميكنند - الا كباسط كفيه الى الماء مگر مانند تامين خواهش كسى كه دستش را بسوى آب برده كه آب را بدهانش برساند كه اين شخص كف دست را باز كرده و از آب ميخواهد كه بدهانش برسد از نقطه دور و ما هو ببالغه ولى اين آب هرگز به دهان او نخواهد رسيد چون اولا آب جماد است و شعور شنيدن اين تقاضا را ندارد و ثانيا دور است و ثالثا آب در اين كف دست باز استقرار نخواهد يافت . اين خدايان دروغين همچنين است . على بن ابراهيم از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود . اين ضرب المثل است كه خداوند اين مثل را براى بت‌پرستان و آن كسانى كه خدايانى جز خدا مىپرستند آورده است كه هيچ گونه قدرت اجابت آنها را ندارند و كوچكترين نفع و سودى براى بت‌پرستان ندارند مانند كسى كه كف دستش را باز كرده كه آب از دور بدست آورد كه نخواهد شد و اين دعاى كفار باطل و بيهوده است : مؤلف اين مثل كه خداوند آورده است هم در بارهء بت‌ها جارى است و هم در بارهء انسانهائى كه مردم آنان را خداى خود و مؤثر در امور خود ميدانند كه آنها نيز قدرت رساندن نفع و سودى به ديگران ندارند مگر از جهت سبب سازى خداوندى كه مالك همه است و تاثير سببها بسته باذن او و دلها همه در دست او است : و همين طور است آن آيهء - أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ - آيا جز او ولى و سرپرستانى ميگريد - كه اين آيه ظهور در بت‌ها دارد و در غير بت‌ها ( انسانهاى متنفذ ) هم جارى است قل هو ربى - يعنى آن پروردگار مهربان آفريدگار من و متولى من و تدبير امور من بدست او است - لا إله الا هو يعنى جز او معبود ديگرى نيست و هيچ چيز شايسته عبادت جز او نيست و او از شريك و انباز منزه است عليه توكلت : اتكاء و اعتماد من در پيروزى بر شما فقط به او است - و اليه متاب - بازگشت من هم بسوى او است و هر مصيبت و رنجى كه در مبارزه با شما به من برسد او پاداش مرا خواهد داد - و ما لنا ان لا نتوكل